اسماعیل امینی، شاعر و پژوهشگر ادبی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با اشاره به ظرفیتهای مغفول پیوند میان میراثفرهنگی، ادبیات و گردشگری، اظهار کرد: مکانهایی که با شاعران، بزرگان و شخصیتهای برجسته فرهنگی و ادبی ارتباط دارند، بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی یک سرزمین را در خود جای دادهاند و میتوانند به واسطه پیوند با یک شخصیت اثرگذار، به کانونی برای معرفی فرهنگی و توسعه گردشگری تبدیل شوند.
وی افزود: هنگامی که یک شاعر یا شخصیت فرهنگی در تاریخ و فرهنگ یک سرزمین جایگاهی ممتاز دارد، مکان مرتبط با او نیز در فرآیند بازشناسی آن شخصیت اهمیت پیدا میکند، از این رو باید میان «مکان»، «شخصیت» و «میراث فکری و ادبی» او پیوندی معنادار برقرار کرد و این ارتباط را به یک بنای فیزیکی یا یک نقطه جغرافیایی تقلیل نداد.
این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به جایگاه شمس تبریزی در تاریخ اندیشه و عرفان ایرانی، گفت: درباره شمس باید به این نکته توجه داشت که مهمترین میراث مکتوب برجایمانده از او، «مقالات شمس» است، اثری که سخنان و اندیشههای او را در خود جای داده و امروز یکی از مهمترین منابع برای نزدیکشدن به جهان فکری این شخصیت است.
امینی ادامه داد: «مقالات شمس» تصحیح بسیار خوبی دارد که استاد محمدعلی موحد آن را انجام داده است و به نظر من، هرکس بخواهد شمس تبریزی و نسبت او با مولانا را بهتر بشناسد، باید با حوصله و تامل به سراغ این اثر برود.
وی تصریح کرد: مطالعه «مقالات شمس» نشان میدهد که حالوهوای فکری و کلام شمس با آنچه بعدها در «مثنوی معنوی» و «دیوان شمس» میبینیم، تفاوتهایی دارد و همین تفاوتها برای فهم دقیقتر شمس و همچنین شناخت بهتر مولانا اهمیت دارد و نمیتوان از کنار آنها به سادگی گذشت.
امینی با تاکید بر ضرورت مراجعه به منابع معتبر برای شناخت مولانا نیز اظهار کرد: در شناخت مولانا نیز باید سراغ آثاری رفت که از اعتبار علمی و پشتوانه پژوهشی برخوردارند. برای نمونه، «فیه مافیه» از جمله آثاری است که میتواند در این زمینه بسیار مورد توجه قرار گیرد؛ کتابی ساده، خواندنی و حاصل سخنان مولانا که تصحیحهای معتبر و قابل اتکایی نیز از آن در دسترس است.
وی افزود: متاسفانه بارها افرادی را دیدهام که مرتب درباره مولانا سخن میگویند و نام او را تکرار میکنند، اما وقتی از آنها پرسیده میشود چه اثری از مولانا یا درباره مولانا خواندهاند، مشخص میشود که مثلا «ملت عشق» را خواندهاند، در حالی که این اثر در بخشهایی مطالب جعلی دارد و نمیتواند جای منابع اصیل و معتبر را بگیرد.
این پژوهشگر ادبی ادامه داد: «فیه مافیه» کتابی بسیار ساده و خواندنی و حاصل سخنان مولاناست، بنابراین اگر کسی واقعا علاقهمند است مولانا را بشناسد، باید به سراغ چنین منابعی برود و شناخت خود را بر پایه آثار معتبر و اصیل بنا کند.
امینی با تاکید بر اینکه شناخت شمس و مولانا نیازمند عبور از بازنماییهای سطحی و بازگشت به سرچشمههای اصلی است، گفت: مسئله این است که ما باید شمس و مولانا را دوباره بازشناسی کنیم و آنها را به شکل درست بازبشناسانیم. این بازشناسی باید به سراغ آثار، سخنان و منابع اصیل آنها رفت و تلاش کرد تصویری مستند، دقیق و منطبق با حقیقت تاریخی و فکری آنان در اختیار جامعه قرار گیرد.
وی افزود: در این زمینه باید بیش از گذشته کار شود تا جامعه ما شمس و مولانا را بر اساس منابع معتبر بشناسد، نه اینکه شناختش از این دو شخصیت بزرگ صرفا از مسیر آثار داستانی، روایتهای غیرمستند یا تولیدات رسانهای شکل گرفته باشد.
این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به نقش پررنگ تولیدات فرهنگی و رسانهای در شکلدهی به تصویر عمومی از شخصیتهای تاریخی و فرهنگی اظهار کرد: امروز ممکن است بخشی از جامعه، شمس تبریزی را از طریق کتاب «ملت عشق» یا سریالی که در ترکیه درباره شمس تبریزی ساخته شده است، بشناسد. این مسئله نشان میدهد که تولیدات فرهنگی و رسانهای میتوانند در شکلدهی به تصویر عمومی از شخصیتهای تاریخی و فرهنگی تأثیرگذار باشند.
امینی تاکید کرد: مسئله این نیست که این آثار دیده نشوند، بلکه مسئله این است که شناخت جامعه از شمس و مولانا نباید به این آثار محدود شود. باید منابع اصیل نیز در دسترس مردم قرار گیرد و مخاطب بتواند میان روایت داستانی و روایت مستند تمایز قائل شود.
وی در پایان با تاکید بر ضرورت بازگرداندن شخصیتهای بزرگ فرهنگ و ادب به متن زندگی فرهنگی جامعه، خاطرنشان کرد: شناخت حقیقی شمس و مولانا زمانی شکل میگیرد که مخاطب از روایتهای ثانویه عبور کند و به سرچشمههای فکری و معنوی آنان بازگردد.
انتهای پیام/
نظر شما